در ره غفلت، به گــــدایی رسیم ......... گر به خود آییم، به خــــدا می رسیم
دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی جهانی کاندرو هر دل که یابی پادشا یابی جهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی درو گر جامهای دوزی ز فضلش آستین یابی درو گر خانهای سازی ز عدلش آستان بینی نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی نه اندر قعر بحر او را نهنگی جان ستان بینی اگر در باغ عشق آیی همه فراش دل یابی وگر در راه دین آیی همه نقاش جان بینی گهی انوار عرشی را ازین جانب مدد یابی گهی اشکال حسی را ازین عالم بیان بینی سبک رو چون توانی بود سوی آسمان تا تو ز ترکیب چهار ارکان همی خود را گران بینی اگر صد قرن ازین عالم بپویی سوی آن بالا چو دیگر سالکان خود را هم اندر نردبان بینی گر از میدان شهوانی سوی ایوان عشق آیی چو کیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینی درین ره گرم رو میباش لیک از روی نادانی نگر نندیشیا هرگز که این ره را کران بینی وگر زی حضرت قدسی خرامان گردی از عزت ز دارالملک ربانی جنیبتها روان بینی ز حرص و شهوت و کینه ببر تازان سپس خود را اگر دیوی ملک یابی وگر گرگی شبان بینی ور امروز اندرین منزل ترا جانی زیان آمد زهی سرمایه و سودا که فردا زان زیان بینی زبان از حرف پیمایی یکی یک چند کوته کن چو از ظاهر خمش گردی همه باطن زبان بینی گر اوباش طبیعت را برون آری ز دل زان پس همه رمز الاهی را ز خاطر ترجمان بینی مرین مهمان علوی را گرامی دار تا روزی چو زین گنبد برون پری مر او را میزبان بینی به حکمتها قوی پر کن مرین طاووس عرشی را که تا زین دامگاه او را نشاط آشیان بینی نظرگاه الاهی را یکی بستان کن از عشقی که در وی رنگ و بوی گل ز خون دوستان بینی که دولتیاری آن نبود که بر گل بوستان سازی که دولتیاری آن باشد که در دل بوستان بینی چو درج در دین کردی ز فیض فضل حق دل را مترس از دیو اگر به روی ز عصمت پاسبان بینی ز حسی دان نه از عقلی اگر در خود بدی یابی ز هیزم دان نه از آتش اگر در وی دخان بینی بهانه بر قضا چهی چو مردان عزم خدمت کن چو کردی عزم بنگر تا چه توفیق و توان بینی تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تا زان پس به هر جانب که رو آری درفش کاویان بینی عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد عجب نبود که با ابدال خود را همعنان بینی سنایی
نهم ربيع الاول
سالروز آغاز ولايت و امامت و زعامت
آخرين سحاب رحمت و يگانه ذريه ذخيره دودمان آل طاها، حضرت مهـدي مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبريك و تهنيت باد.
یک اربعین برای تو حیـــــران شدم حسین مانند گیسوی تو پریشــان شدم حسین با چند قطره اشـــک دل من سبک نشد! ابری شدم ،به پای تو باران شدم حسین زلفی اگر که ماند،برای تو پیــــــــــــر شد در اول بهار،زمـســــــــتان شدم حسین کوفه به کوفه،کوچه به کوچه، گذر گذر قاری شدی،مفسر قرآن شدم حسین دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست! دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین تو رفتی وکنار خودم گریه می کنم دارم سرمزار خـــودم گریه می کنم آرامش چیست ؟ امام حسین (ع) : ادب اين است که از خانه خود بيرون آيی و باهيچکس برخورد نکنی مگر آنکه اورا برتر از خود بينی . نشود زمزمه خون شهیدان خاموش سوز عرفانی این نغمه ز سازی دگر است و رازی شگفت در این «عاشورا» ست، که نه مشمول مرور زمان می شود، نه از جلوه و شور آن کاسته می شود، نه از تب و تاب می افتد و نه الهام بخشی آن کمرنگ می گردد . بازهم فصل عزای حسینی و محرم از راه می رسد; ایام عشق ورزی به خاندان پیامبر، روزهای همدلی با عترت رسول الله، موسم اشک فشانی در سوگ مظهر عزت و افتخار، عزیز خدا و رسول، سیدالشهداعلیه السلام . بازهم محرم است، فروردین جان ها و بهار ایمان ها، ماه پاسداری از حرمت انسان و حریم قرآن، ماه بیداری وجدان ها، ماه شکفتن شکوفه های عزت و آزادگی، غیرت و مردانگی، ظلم ستیزی و عدالت خواهی . محرم که می رسد، جوامع شیعی به عطر عاشورا معطر می شود; دل های عاشقان، بی قرار کربلا می شود، پرچم های سیاه و لباس های مشکی و کتیبه های عاشورایی، نسیم روح بخش حسین بن علی علیهما السلام را در هر کوی و برزن جاری می سازد . نام اباعبدالله علیه السلام و یاد کربلا و عاشورا به یادها می آورد که: «هر روز عاشورا و همه جا کربلاست » . «دسته های عزاداری » ، گردان های عاشورایی است که به ندای «هل من ناصر» فرزند فاطمه، «لبیک » می گوید . «مجالس سوگواری » ، پایگاه های نشر و گسترش فرهنگ عاشوراست . «ذاکران حسینی » ، پیوند دهندگان دل های عاشق به امام حسین علیه السلام اند . «مبلغان دینی » ، پیام رسانان نهضت کربلا به اقشار جامعه اند . «بیرق های عزا» ، نشانه اهتزاز عقیده و ایمان بر بام زمانه و تاریخ است . «اشگ های ماتم » ، شست و شودهنده دل و صفا بخش جان عاشقان است . «هیئت ها و حسینیه ها» ، مراکز امداد رسانی و پشتیبانی از دلسوختگان اهل بیت و دلباختگان حریت و آزادی است . «شاعران عاشورایی » ، تغذیه کنندگان روح مشتاق به تعالیم خاندان رسالت اند . راستی که حسین بن علی علیهما السلام، چراغ هدایت و کشتی نجات و پیشوای حماسه و امام عزت و افتخار است و فریاد عزت بخش و بیداری آفرین او در عاشوراهای زمان و در کربلاهای زمین و در سراسر دنیا که مظلومان آگاه با ستمگران جبار مبارزه می کنند (که انتفاضه فلسطین یک نمونه از آن است) همچنان به گوش می رسد . دانشگاه حسینی، همواره داوطلب ورود می پذیرد . در این دانشگاه، استاد، «حسین علیه السلام » است و درس، «ایمان » و «ایثار» و «عزت » و «افتخار» . مدت آن تا همیشه است و شعبه های آن در همه جا، حتی در همه خانه ها دایر است و هیچ شرط سنی ندارد، فقط عشق می خواهد و معرفت . از برنامه های اصلی این دوره، «امر به معروف و نهی از منکر» و تلاش برای اصلاح جامعه و مبارزه با مفاسد است . به آنان که با رتبه عالی و امتیاز بالا فارغ التحصیل این دانشگاه می شوند، مدرک «شهادت » داده می شود . ادامه مطلب را مطالعه فرمائید پدیدآورنده: جواد محدثی شمع جمع شاپرکهایی رضا امام رضا (ع): عقل مسلمان کامل نمی شود تا اینکه ده خصلت در او یافت شود: امید خیر از اوبرود؛ و مردمان از شرّ او در امان باشند؛ خیر اندک را ازجز خود بسیار شمارد؛ وخیر (ونیکی) فراوان را از خود اندک به شمار آورد. ... دهم وچه دهمی؟! گفته شد: دهمین (خصلت)چیست؟ فرمود:هیچ کس را نبیند مگر اینکه بگوید: او بهتر وپرهیزگارتر از من است. بی گمان مردم (در رابطه با او) دو گروهند: گروهی از او بهتر وباتقوا ترند،و گروهی بدتر وپست تر از اویند. آن گاه که بدتر و پایین تر از خود را دید ،می گوید: شاید خوبیهای او پنهان است، واین پنهان بودن برای او بهتر است،وخوبیهای من آشکار است، واین برای من بدتر است. و هرگاه بهتر وپارساتر از خود رانگریست، در برابرش فروتنی می کند،تا به جایگاه او برسد. و چون چنین کرد، بی گمان بزرگواری(و انسانیت) او اوج می گیرد،و خوبی هایش ناب تر می شود، و خوش نام می گردد، وبر مردم زمانه اش برتری می یابد. * موضوع نخست که از این حکمت الهی رضوی آشکار می شود این است که که عقل ،عامل وبستر اصلی تربیت پذیری،وبرتری های اخلاقی است. عقل در بستر روانهای به هنجار ودارای اخلاق وسرشتهای نیک انسانی می تواند ببالد وبرآید وتکامل یابد. ودر بستر دیو سیرتیها وناهنجاری های روانی و خوی وخصلتهای حیوانی وشیطانی،عقل کاستی می گیرد وچراغ خرد کم سو می شود ،و کم کم خاموش می گردد. پ.ن: میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات آقا امام رضا علیه السلام بر شمامبارکباد. * بهترین شادباش ها تقدیم به شما* ادامه مطلب را حتما مطالعه بفرمایید اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة، أَسْئَلُكَ بَحَقِّ هذَا الْيوَمِ الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰ اللهُ عَليْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ کِرامتاً وَ مَزيداً، أَن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أَنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ، اللّهُمَّ إني أَسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ وَاَعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ (الصّٰالِحُونَ ) . خدایا!به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک مـــــــاه ی خود را در رمضـــــــــان، از ایــــــن به بعــــــــــــد هم حفـــــــــــــظ کنیم . . . چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم اللهم عجل لولیک الفرج رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا / مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید / که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا - استشمام عطر خوشبوی رمضان گوارای وجود پاکتان. مارا به دعا کاش نسازند فراموش رندان سحرخیز که صاحب نفسانند . . .![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نگاه به اینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیــــــــــدن خدا
لحظه هایت سر شار از بوی خدا . . .![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




